دام‌های پنهان ازدواج

چند توصیه مهم
دختر جوانی را تصور کنید که در خیابان با مردی آشنا می شود و با دیدن کارت ویزیتی که روی آن نام و نام خانوادگی مرد همراه با عنوان دکتر نوشته شده، او را باور می کند و با این خوش باوری که «از من خوشش آمده بود و می گفت قصد دارد به خواستگاری ام بیاید» به او نشانی و شماره تلفن خانواده اش را می دهد.

دادن نشانی و شماره تلفن خانواده به خواستگاری تصادفی کار بدی نیست. بهتر از رفت و آمد با مرد فریبکار بدون اطلاع پدر و مادر و دور از چشم آنهاست. به شرط آنکه بزرگترها، چنان که از آنها انتظار می رود، مثل دختر یا پسر جوان شان اسیر احساسات نشوند و با عقل و درایت به بررسی و تحقیق بپردازند.

آقای دکتر سعید که بعداً معلوم می شود راننده وانت باری است با شغل بارکشی، با چرب زبانی تمام پس اندازهای دختر ساده دل را به عنوان راه اندازی مطب می گیرد و فراری می شود تا با پول های دیگری که از همین راه به دست آورده برای خود پژو 206 بخرد...

خودتان را جای این دختر بگذارید. شما چطور در دام چنین شیاد عاشق پیشه ای نمی افتید؟ در جامعه ما، شما برای گزینش همسر با سه چالش بزرگ روبه رو هستید.

1-ملاکها و معیارهای همراه و همسفر مناسب کدامند؟

2- چه روش های علمی و معتبری برای تشخیص ملاک ها داریم؟

3- کجا می توان سراغ همسفر زندگی را گرفت؟

اگرچه خیلی از عشق ها به زعم دختران و پسران پاک و سالم است، اما در موارد زیادی شما دام هایی که برایتان پهن شده را نمی بینید. نه این که کم توجه باشید، کم تجربه باشید یا ساده لوح به نظر برسید؛ بلکه به یک دلیل ساده که شما اساسا توانایی تشخیص افراد بیمار از سالم را ندارید

بگذارید اول به آخرین سوال پاسخ دهیم. در جامعه ما عرصه ها و راه های خواستگاری و پیدا شدن همسر آینده بر سه دسته اند.

الف- سنتی: نزدیکان پسر، به ویژه مادر او، دختری را از خانواده ای برمی گزیند و سپس پسر خود را برای دیدن، گفت وگو و خواستگاری به خانه دختر می برد. مراحل بعد با اطلاع و زیر نظر خانواده ها طی میشود.

ب- آشنایی در محل کار و تحصیل: دختر و پسر مدتها در محل کار و تحصیل با هم آشنا هستند و شناختی نسبی از هم دارند. به طور معمول، پسر مادر و پدر خود را در جریان آشنایی و علاقه اش قرار می دهد و آنگاه در صورت موافقت والدین دو طرف، مراحل خواستگاری تا ازدواج ادامه می یابد.

ج- آشنایی ها و دوستی های دختر و پسر بدون آگاهی خانواده ها از طریق اینترنت و چت، تماس های تلفنی اتفاقی، برخوردهای بدون شناخت قبلی در خیابان، کوه، مجالس دوستانه، دانشکده ای غیر از محل تحصیل یکی از دو نفر و سفرهای تفریحی و زیارتی؛ پس از مدتی پنهان کاری و وابسته شدن عاطفی به یکدیگر، خانواده هابه طور تصادفی و یا به اجبار پسر یا دختر در جریان قرار می گیرند و کار به درگیری و خواستگاری تحمیلی کشیده می شود.

مسلما روش اخیر، بیش از روش های دیگر تنش زا، پرآسیب و نگران کننده است. ناآگاهی از معیارهای اصلی همسرگزینی و به خصوص ناآشنایی با روش های تشخیص معیارها و ملاک ها در هر سه شیوه مشترک است.

واقعیت این است که اگرچه خیلی از عشق ها به زعم دختران و پسران پاک و سالم است، اما در موارد زیادی شما دام هایی که برایتان پهن شده را نمی بینید. نه این که کم توجه باشید، کم تجربه باشید یا ساده لوح به نظر برسید؛ بلکه به یک دلیل ساده که شما اساسا توانایی تشخیص افراد بیمار از سالم را ندارید.

در یک رابطه دوستی، شما به احتمال زیاد جذب چرب زبانی، جذابیت ظاهری، رفتار متواضعانه و با احترام و محبت بی حد و حصر طرف مقابل می شوید. اما همین ویژگی ها می تواند نشان دهنده یک فریبکاری بزرگ باشد که شما در یک رابطه دوستانه و فانتزی نمی توانید به آن پی ببرید.

روانشناسان که می گویند: «ویژگی اصلی افراد مبتلا به اختلال شخصیت ضداجتماعی، بی اعتنایی و تجاوز به حقوق دیگران است که از کودکی یا اوایل نوجوانی آغاز می شود و تا بزرگسالی ادامه می یابد... اشخاص مبتلا به این اختلال برای آرزوها و حقوق یا عواطف دیگران احترامی قائل نیستند. آنها اغلب برای کسب منفعت شخصی یا لذت دست به فریبکاری یا تقلب می زنند ». (برای مثال، برای به دست آوردن پول، برقراری روابط جنسی یا کسب قدرت).

 آنها ممکن است به طور مکرر دروغ بگویند، برای خود نام مستعار برگزینند، کلاهبرداری و یا تمارض کنند... این افراد ممکن است قربانیان خود را به دلیل احمق بودن، ناتوانی یا اسیر سرنوشت بودن سرزنش کنند...

آنها ممکن است جاذبه دروغین و سطحی داشته و کاملاً حراف و دارای قدرت کلامی خوبی باشند.

فقدان همدلی، خودارزیابی کاذب، و جاذبه سطحی و ظاهری ویژگیهایی است که به طور رایج در تعاریف سنتی جامعه ستیزی گنجانده شده است.

همسرگزینی به صورت تصادفی و اتفاقی (در خیابان، با چت، محفل دوستانه، کوه... )وارد شدن در دنیایی تاریک و پرابهام است.

ای بسا ابلیس آدم رو که هست         پس به هر دستی نباید داد دست

 گفت وگوهای پیش از ازدواج برای تشخیص صفات پنهان فرد و ایده ها و هدف های او برای آینده به کار می آید. یک رابطه وقتی در شرایط واقعی اتفاق می افتد، یعنی خانواده دخیل اند، خواستگاری رسمی و تحقیق وجود دارد، می تواند ابعاد خود را نشان دهد. شما در ازدواج بیش از هر کار دیگری، به مشاوری آگاه و دلسوز نیاز دارید که نماینده عقل شما باشد، وگرنه احساس را خودتان دارید و با پیروی کردن تنها از آن، به پرتگاه عشقی آتشین و نافرجام پا می گذارید.

برخورداری از ظاهری آراسته و داشتن مهارتهای ارتباطی، پسندیده و زمینه ساز موفقیتهای اجتماعی است اما یادمان باشد با ظاهر و کلام یک انسان نمی توان پی به شخصیت او یعنی صفات نسبتاً ثابت و پایدارش پی برد.